مؤلف مجهول

247

تاريخ سيستان

بر نبشتند و عمرو بلال بن الأزهر را بفارس بفرستاد بخليفتى خويش ، و عبد الغفار بن حليس [ 1 ] را بر مال خراج آنجا فرستاد ، و خود بسيستان ببود يك چندى ، و بلال آن شغل نيكو همى راند ، تا باز عمرو قصد فارس كرد و احمد بن شهفور بن موسى را خليفت كرد بر سيستان بر حرب و نماز و خراج [ و ] وكالة و شهفور آزادمرد را يار او كرد اندر وكالة و خزينه ، و محمد بن عبد الله بن ميكال را و شادان بن مسرور را معزول كرد از وكالت ، و اين رفتن اندر ماه ربيع الآخر سنهء ست و سبعين و مائتين بود . گريختن على بن الليث از قلعهء بم [ 2 ] چون عمرو بپارس رسيد ، على بن اللَّيث بند بود و محبوس بقلعهء بم ، حيلتى بكرد و خويشتن را خلاص كرد ، اندر ماه رمضان سنهء ست و سبع و مائتين . و زانجا گروهى جمع كرد و بتاختن بسيستان آمد ، احمد بن شهفور و ازهر ابن يحيى هر دو با سپاه بحرب او بيرون شدند ، چون چنان ديد حرب نكرد ، راه خراسان بگرفت و بنزديك رافع بن هرثمه شد بر خلاف عمرو ، و چون خبر بنزديك موفق رسيد فرمان داد تا نامهاء عمرو محو كردند از اعلام ببغداد اندر شوال سنهء ست و سبعين و مائتين ، و عمرو را خبر نبود از آن و هديها فرستاد سوى موفق ، و موفق باصفهان بود ، آمده بطلب احمد بن عبد العزيز ، و موسى المفلحى را به پارس فرستاد با سپاهى بسيار ، چون عمرو بشنيد بكرمان آمد ، و منصور بن نصر الطبرى را [ 3 ] با سپاهى بسيار از سيستان نزديك عمرو شد ، و باز سوى فارس رفت ، چون بنزديك اصطخر برسيد سپاه موسى مفلحى تاختن آوردند و حرب كردند و عمرو ازيشان بسيار بكشت و بگرفت و موسى بهزيمت برفت ، و اين روز يكشنبه بود چهارده روز باقى از ذى الحجّه سنة

--> [ 1 ] كذا : . . . [ 2 ] اين فصل بعد از دو سطر بود . [ 3 ] لفظ « را » در اينجا زايد است .